احمد بن محمد حسينى اردكانى
53
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
در مدينه ، و اكثر فطرتها فطرت خدمت است . و در صنايع صنعتى مىباشد كه رياست به آن حاصل مىباشد و خدمت مىفرمايد صنايع ديگر را . و چنان كه در هر جمعيّت طبيعيّه ممكن نيست كه چيزى از آن بر رئيس آن رياست داشته باشد ، مثل رئيس اعضا كه ممكن نيست كه عضو ديگر بر آن رئيس باشد ، همچنين بايد كه بر رئيس اوّل از براى مدينهء فاضله كسى رئيس نباشد و سزاوار است كه صناعت او آن صناعتى باشد كه به هيچ وجه خدمت فرموده نشود ، بلكه صناعتى باشد كه همهء صناعات قصد غرض او نمايند ، و مقصود مدينهء فاضله در جميع افعال او باشد . در ذكر صفاتى كه بايد براى رئيس اول باشد به حسب كمال اولى او بايد كه رئيس مطلق انسانى باشد كه نفسش كامل و در مرتبهء عقل بالفعل باشد ، و بايد كه قوّهء متخيّلهاش به حسب طبع و قوّه در غايت كمال باشد ، و همچنين قوّهء حسّاسه و محرّكهاش در غايت كمال باشد ، همهء آنها به نوعى از فعل ، نه به انفعال محض ، بر وجهى كه اشاره به آن نموديم . پس به قوّهء حسّاسه و محرّكهاش مباشر سلطنت گردد و احكام الهيّه را جارى گرداند ، و با دشمنان خدا محاربه كند و دفع كند دشمن را از مدينهء فاضله ، و با مشركين و فاسقين از اهل مدينهء جاهله و ظالمه و فاسقه مقاتله كند تا برگردند به سوى امر خدا . و به قوّهء متخيّله مهيّاى قبول جزئيّات بأنفسها و كليّات بحكاياتها ، در بيدارى يا در خواب ، از عقل فعال بوده باشد . و به قوّهء عاقله به حيثيّتى باشد كه عقل منفعلش مستكمل شده باشد به همهء معقولات به آن غايت كه باقى نمانده باشد بر او چيزى از معقولات ، و عقل بالفعل شده باشد . و هر انسانى كه عقل منفعلش به همهء معقولات كامل گردد و عقل بالفعل و معقول بالفعل شود و معقولش عاقل شود عقل مستفاد مىگردد ، واقع در ميان عقل فعّال و عقل منفعل ، و ميان او و عقل فعّال چيزى ، يعنى واسطهاى ، نمىباشد ، پس عقل منفعل به منزلهء مادّه و موضوع است براى عقل مستفاد ، و عقل مستفاد به منزلهء مادّه و موضوع است براى عقل فعّال ، و قوّهء ناطقه كه هيأت طبيعيّه است مادّه و موضوع عقل منفعل است كه عقل بالفعل شده است . و پيش از اين دانستى از ما حقيقت حال را در اتّحاد نفس با عقل فعّال بعد از بودنش